گاهي دستم را مي گذارم روي پيشاني يا نبضم را مي گيرم
كه مطمئن شوم اين داغي از تب نيست
گاهي سر مي زنم دكتر و نوار قلب مي نويسد برايم
كه مطمئن شوم اين كوبش ديوانه وحشي قرار نيست قلبم را از سينه بيرون بياندازد
گاهي فكر مي كنم عشق در من مزمن شده است
عين يك بيماري
و گاهي اشتباهي براي خودم دارو تجويز مي كنم
!
Saturday، November 07، 2009
Thursday، November 05، 2009
من چنينم
احمقم شايد!
كه مي داند كه من بايد سنگ هاي زندانم را به دوش كشم
به سان فرزند مريم كه صليبش را
...
الف. بامداد
احمقم شايد!
كه مي داند كه من بايد سنگ هاي زندانم را به دوش كشم
به سان فرزند مريم كه صليبش را
...
الف. بامداد
وقتي آغوشم تشنه مردانگي تو بود،
زنانگي خود را از غريبه گدايي كردم. وقتي تو مرد شدي
و آغوشت آنقدر امن شد كه زنانگي ام را و روح عاصي درونم را رام كني
من مردم. خيلي زود.
حالا درد مي كشيم درد مي كشيم درد
زنانگي خود را از غريبه گدايي كردم. وقتي تو مرد شدي
و آغوشت آنقدر امن شد كه زنانگي ام را و روح عاصي درونم را رام كني
من مردم. خيلي زود.
حالا درد مي كشيم درد مي كشيم درد
Monday، October 12، 2009

اينكه آدم از سر شب يك آهنگ را مدام و بي وقفه گوش كند
شك نكنيد كه دروازه هاي ديوانگي را با موفقيت پشت سر گذاشته
دارد با طمانينه وارد جنون مي شود!
شك نكنيد كه دروازه هاي ديوانگي را با موفقيت پشت سر گذاشته
دارد با طمانينه وارد جنون مي شود!
Sunday، October 11، 2009
دلتنگ باشي، تمام شب خواب هاي آشفته ببيني
صبح را با خبر اعدام بهنود شروع كني
و لا به لاي نوشته ها دنبال كلمه اي، جمله اي مهرباني و حضور
بگردي و پيدا نكني
...
روز آدم كه سهل است تمام هفته آدم اين طور ساخته مي شود!!!
صبح را با خبر اعدام بهنود شروع كني
و لا به لاي نوشته ها دنبال كلمه اي، جمله اي مهرباني و حضور
بگردي و پيدا نكني
...
روز آدم كه سهل است تمام هفته آدم اين طور ساخته مي شود!!!
Thursday، October 08، 2009
اشتراک در:
پیامها (Atom)

