حس می کنم توی سرم شده عین خانه خانم هابیشام یا هاویشام!!
چیزی در همین مایه ها، بین یک عالمه فکرهای خاک گرفته بین یک عالمه آرزوهای بزرگ
اهداف دور و دراز و یک ساعت متوقف شده توی ذهنم
یک استلا در غایت زیبایی و کمال آرزوهایم جولان می دهد.
این وسط من خانم هابیشام هستم با آن خانه متروک و آرزوهای برآورده نشده
و یک آتش پاره ای مثل استلا هی توی سرم جولان می دهد
خب حقیقت این که بنده در گول زدن خودم جزو اساتید مجرب هستم!
و نتیجه اینکه روزها و ساعت ها درگذرند تا من تبدیل به یک خانم هابیشام واقعی بشوم!
چیزی در همین مایه ها، بین یک عالمه فکرهای خاک گرفته بین یک عالمه آرزوهای بزرگ
اهداف دور و دراز و یک ساعت متوقف شده توی ذهنم
یک استلا در غایت زیبایی و کمال آرزوهایم جولان می دهد.
این وسط من خانم هابیشام هستم با آن خانه متروک و آرزوهای برآورده نشده
و یک آتش پاره ای مثل استلا هی توی سرم جولان می دهد
خب حقیقت این که بنده در گول زدن خودم جزو اساتید مجرب هستم!
و نتیجه اینکه روزها و ساعت ها درگذرند تا من تبدیل به یک خانم هابیشام واقعی بشوم!

