حس می کنم توی سرم شده عین خانه خانم هابیشام یا هاویشام!!
چیزی در همین مایه ها، بین یک عالمه فکرهای خاک گرفته بین یک عالمه آرزوهای بزرگ
اهداف دور و دراز و یک ساعت متوقف شده توی ذهنم
یک استلا در غایت زیبایی و کمال آرزوهایم جولان می دهد.
این وسط من خانم هابیشام هستم با آن خانه متروک و آرزوهای برآورده نشده
و یک آتش پاره ای مثل استلا هی توی سرم جولان می دهد
خب حقیقت این که بنده در گول زدن خودم جزو اساتید مجرب هستم!
و نتیجه اینکه روزها و ساعت ها درگذرند تا من تبدیل به یک خانم هابیشام واقعی بشوم!
چیزی در همین مایه ها، بین یک عالمه فکرهای خاک گرفته بین یک عالمه آرزوهای بزرگ
اهداف دور و دراز و یک ساعت متوقف شده توی ذهنم
یک استلا در غایت زیبایی و کمال آرزوهایم جولان می دهد.
این وسط من خانم هابیشام هستم با آن خانه متروک و آرزوهای برآورده نشده
و یک آتش پاره ای مثل استلا هی توی سرم جولان می دهد
خب حقیقت این که بنده در گول زدن خودم جزو اساتید مجرب هستم!
و نتیجه اینکه روزها و ساعت ها درگذرند تا من تبدیل به یک خانم هابیشام واقعی بشوم!


3 نظرات:
با داستانی تازه همزمان در وبلاگ و وبسایت پاتوق ادبی به روزیم.
نقد ها و نظر های شما معیار ماست.
سلام.وبلاگ دريچه من ظاهراًتوسط عوامل خودسر دچار تركيدگي قرار گرفته.از آنجايي كه من بايد يه جايي براي ناليدن داشته باشم،يه وبلاگ جديد درست كردم به نام فصل پنجم به آدرس www.faslydigar.blogfa.comاز اين به بعد تشريف بياريد به خانه جديد.صفحه اش هم قرمز نيست.اگر لينك هم دادي ايشالا خدا يك دراين دنيا صد دراون دنيا بهت خير بده.
پيروز و پايدار باشي.
پرنده اي كه مرده بود به من پند داد كه پرواز را به خاطر بسپارم
نهايت تمامي نيروها پيوستن است پيوستن
به اصل روشن خورشيد
و ريختن به شعور نور
طبيعي است
كه آسيابهاي بادي مي پوسند
چرا توقف كنم ؟
سر سبز باشي و لبريز از آرزو
ارسال يک نظر