خوشم می آید گاهی آنقدر محو داستان می شوم
که گم می کنم دیالوگ بین زن و مرد داستان را
نمی فهمم کدام جمله مال مرد یا زن قصه بوده.
اینطوری آدم یادش می رود این مرزبندی های ابدی
حس زنانه و دنیای مردانه و احساسات مریخی و ونوسی ,...
یا هرچه تحلیل و پیش داوری که توی مخم چپانده شده
فقط یکسری جملات عاشقانه و گفتگویی که دست و پا می زند
برای ایجاد رابطه
خوشم می آید خنگ می شوم
و کلمات را تنها از زبان آدم های داستان
می خوانم.
Sunday، March 15، 2009
برچسبها:
something for click
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)


2 نظرات:
یاد داستان جزیره ناشناخته ساراماگو افتادم اینکه در حین خوندن همیشه گم می کردم گوینده جملات را
و چه حس قشنگی داره که انسان خودش رو بسپاره به ضرب آهنگ جملات عاشقانه ای که نمی دونه زنی گفته یا مردی
بهترین داستان اینه که خودت بشی یکی از شخصیت هایش و با اون ها شاد بشی و ضربان قلبت عوض بشه.
ارسال يک نظر