Thursday، February 05، 2009

مانده ام با این کلمه های آماس کرده چه کنم؟
نه شکل شعر می شوند و نه کلام
نه هیچ نوشته ای که ابتدا و انتهایش چیزی حالی ات کنند
نه موسیقی می شوند نه نقاشی
نه هیچ هجا یا فریادی و کاش آوازی
مانده ام چه کنم؟!
می ترسم!
شاید از دنیا رفتم
با این واژها که هیچ زبانی را بر نمی تابند
چه کنم؟!

2 نظرات:

آذر گفت...

من و تو هنوز
شاهد ، حرف هاي امشبمان زير برف
حراف شده ايم
حرف مي زنيم بي وقفه
از چيزي.
تا اينكه كلمه اي نگوييم
از كلام غم آلود آماس شده برلبانمان

ehsan گفت...

یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایانه