مانده ام با این کلمه های آماس کرده چه کنم؟
نه شکل شعر می شوند و نه کلام
نه هیچ نوشته ای که ابتدا و انتهایش چیزی حالی ات کنند
نه موسیقی می شوند نه نقاشی
نه هیچ هجا یا فریادی و کاش آوازی
مانده ام چه کنم؟!
می ترسم!
شاید از دنیا رفتم
با این واژها که هیچ زبانی را بر نمی تابند
چه کنم؟!
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)


2 نظرات:
من و تو هنوز
شاهد ، حرف هاي امشبمان زير برف
حراف شده ايم
حرف مي زنيم بي وقفه
از چيزي.
تا اينكه كلمه اي نگوييم
از كلام غم آلود آماس شده برلبانمان
یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایانه
ارسال يک نظر