تنگ غروب
Wednesday، March 12، 2008
* تا حالا دچار مسمومیت روحی شدی؟
- از خوردن ؟
* نه! از بعضی اتفاقات و حرف ها!!
Friday، March 07، 2008
می ترسم
از آن روز که عشق در یک لحظه برای همیشه
به تاریکخانه ی ذهن کوچ کند...
Tuesday، March 04، 2008
من فقط از این میترسم که روزهای خوب زندگی
خواب کوتاه سبک میان روز من بوده باشند.
از اینکه از این خواب کوتاه بیدار شوم و با واقعیتهای
بد رنگ و بد طعم زندگی روبرو شوم بیزارم.
میترسم لحظات کلام عاشقانه و رویاهای صورتی
همان خواب کوتاه میان روز باشد!
April 2008
February 2008
صفحه اصلی
اشتراک در:
پیامها (Atom)
بايگانی وبلاگ
◄
2009
(43)
◄
December
(1)
... زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت چهار بار نواخت...
◄
November
(10)
از بختياري ماست شايد كه آنچه مي خو...
گاهي وقت ها حتي با اينكه جمعه روزي است و حال و هوا...
يك تاريكي مطلقي يك درد عميقي كه ديگر نه مرگ طلب مي...
... و روزهاي جمعه، طولاني، بيهوده و نفرت انگيز است...
مثل آخر كتاب هايي كه تمام شدنشان را نمي فهمي و وقت...
گيج و گنگ و مبهوتم نمي دانم خوب است كه آدم خجسته د...
گاهي دستم را مي گذارم روي پيشاني يا نبضم را مي گير...
شراب تلخ مي خواهم كه مرد افكن بود زورش ... به سيگا...
من چنينم احمقم شايد! كه مي داند كه من بايد سنگ هاي...
وقتي آغوشم تشنه مردانگي تو بود، زنانگي خود را از ...
◄
October
(5)
اينكه آدم از سر شب يك آهنگ را مدام و بي وقفه گوش ...
دلتنگ باشي، تمام شب خواب هاي آشفته ببيني صبح را با...
آدم صبح ها هر روز كه دوتا قرص بالا بياندازد دلخوش ...
وقت هايي كه حرفي براي گفتن نيست، چيزي براي نوشتن و...
با اين روان پريش و يك عالمه حجم درس نخونده يك عا...
◄
September
(5)
...زيرا كه مردگان اين سال عاشق ترين زندگان بودند.....
زيباترين رنگ ها سبز است باغ بهاران صبح بيداران آرا...
همچين يك جورهايي با همين كلمه هاي شكسته بسته و به ...
كاش من ادبيات بلد بودم كاش نوشتن مي دانستم مي توان...
<!--[if gte mso 9]> Normal 0 f...
◄
August
(5)
تنهايي آنقدرها هم سنگدل و سياه و خاكستري نيست يك آ...
اوضاع بايد خيلي وخيم باشد كه حتي خواب هم مدام از آ...
خودش را خوب ميان روزهاي بي حادثه و معمولي استتار ك...
من از قاب خالي چشم هايم مي ترسم نه! شعر عاشقانه طل...
من از اين مي ترسم كه توي اين روزهاي پرفتنه فاصله ا...
◄
June
(3)
ندا كه ندا بود در هزاران صدا هزاران صدا ناگهان شد ...
آرزوم اين بود كه همين جا با همين هواي خاكستري و مر...
براي من غريب است كه آدم ها در تقسيم تنهايي هايشان ...
◄
May
(2)
حس می کنم توی سرم شده عین خانه خانم هابیشام یا هاو...
یکی از عجیب ترین محال ترین و غیرباور ترین امور هست...
◄
April
(1)
نمی فهمم این آرزوی مرگ این شهوت عجیب مردن یا نبودن...
◄
March
(6)
...کسی که ما باید دنبالاش بگردیم، زنی است که هیچ...
بهار! منتظرت هستم بهار! منتظرت هستم بیا به دعوت آغ...
حس می کنم به چیزی غیر از پایان سال نزدیکم سال ها ر...
دیدن سینما پارادیزو دم دمای بهار با این موقعیت سکا...
دیشب خوابم نبرد یا شاید هم برد دقیقا یادم نیست! ن...
خوشم می آید گاهی آنقدر محو داستان می شوم که گم می ...
◄
February
(2)
باز کن پنجره ای تا هوایی بخورم من دچار خفقانم ...
مانده ام با این کلمه های آماس کرده چه کنم؟ نه شکل ...
◄
January
(3)
پدر، مادر شما متهم اید! بیست و چهار سال پیش در چن...
همه خندیدند من اما پشت پلک هایم پر از اشک بود!
روزها دارند روی یک خط ممتد از کنارم عبور می کنند م...
▼
2008
(30)
◄
December
(4)
<!--[if gte mso 9]> Normal 0 f...
شما حق دارید من پاهایم روی زمین نیست، توی ابرهای...
<!--[if gte mso 9]> Normal 0 f...
دلایل اش برای مهاجرت نه تحصیل بود نه کار نه اقامت...
◄
November
(2)
این خیلی عجیب است که آدم گاهی سر انگشتانش ذوق ذوق...
دنیا که به کامش نبود از سیگارش کام می گرفت.
◄
October
(1)
این انجماد و مسخو دود خاکستری سیگار با نگاهی خیره ...
◄
September
(2)
◄
August
(4)
◄
July
(1)
◄
June
(1)
◄
April
(1)
▼
March
(3)
* تا حالا دچار مسمومیت روحی شدی؟- از خوردن ؟* نه! ...
می ترسماز آن روز که عشق در یک لحظه برای همیشهبه تا...
من فقط از این میترسم که روزهای خوب زندگی خواب کوت...
◄
February
(2)
◄
January
(9)
◄
2007
(92)
◄
December
(6)
◄
November
(7)
◄
October
(13)
◄
September
(7)
◄
August
(6)
◄
July
(10)
◄
June
(3)
◄
May
(1)
◄
April
(7)
◄
March
(11)
◄
February
(13)
◄
January
(8)
◄
2006
(13)
◄
December
(1)
◄
October
(4)
◄
September
(8)
دوست می دارم:
ابرکاکیا
احسان
اسپایدر مرد
برای خاطر کتاب ها
تب 40 درجه
ترانهspotlight
تلخ، مثل عسل
حضور خلوت انس
ديوانه نوشت
زن سان
سالاد خرچنگ
سه روز پیش
سورئالیست
سی و پنج درجه
شراگيم
عرفان و طریقت
عصیان
عقايد يك دلقك
فصل پنجم
كدئين
ماهی سیاه کوچولو
مطرود
من بي هراس از نام
منیرو
میرزا قلمدون
يك مهندس خسته
کافه کاناپه
کلاف سر در گم
گوريل فهيم
گيس طلا
یادداشت های آنی
یک پزشک
درباره من
تنگ غروب
مشاهده نمايه کامل من